خاطره

امروز در کلاس سوم به بچه ها گفتم بنویسید که در این سه سالی که حرفه و فن داشتید از آن چه یاد گرفتید ؟اکثر آنها به کارهای عملی و خاطراتی که از درست کردن آنها داشتند اشاره کرده

بودند .یکی از آنها به اسم رضوان این متن زیر را نوشته بود خیلی زیبا بود 

 

به جای این که برای مشکلاتم گریه کنمگریه فناور باشم و فناوری کنم به دستان خیسم برق را هدیه ندهم تا بلرزدفریاد  به سلامتی ام بهداشت را هدیه کنم تا همیشه لبخند بزندلبخند

 

کاغذهایی را که دارم با خودکار سیاه می کنم از درختان سوزنی برگی هدیه بگیریم که اشانتیون آن مقاومت است چهار چرخ هایی که مرا حمل می کنند را خوب بشناسم بی تقصیر

به لوبیای خود خوراکی هایی را هدیه دهم که دارای بوی مطبوع جسمی   سفت و  پوستی  روشن باشدمتعجب

دوخت های زیگزاگی را یاد گرفتم که بعضی موقع ها روی اشتباهاتم بکشم و دیگر آن را تکرار نکنم مهر شده

به باغبانان و باغبانی احترام بگذارم چرا که زیبایی ها را خلق کرده ویتامین ها را درست کرده و تقدیم پیکران خاک میکنندخنده و به چهار پایانی احترام بگذارم که  شیر آنها کلسیم را در وجودم افزایش می دهد و گوشتشان پروتئین را.                       



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:

تاريخ : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393برچسب:, | 17:52 | نویسنده : یاس |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.